عبد الحسين نوايى

111

دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )

كه به دست مجاهدين افتاد ، مقدار هنگفتى فشنگ نيز به دست آمد و همين ذخيره باعث شد كه تا پايان جنگ مجاهدين با تمام اسرافى كه در انداختن فشنگ و تيراندازى بدون هدف داشتند به فقدان مهمات دچار نشدند . در صورتىكه قشون دولتى از اين لحاظ در مضيقه بود . تا جائى كه مجبورا از قنسولگرى روسيه درخواست كمك نمود . اسماعيل خان ممتاز الدوله رئيس مجلس بود و در هنگام توپ بستن مجلس ، وى با حكيم الملك ، به سفارت فرانسه پناهنده شد و از آنجا به اروپا رفت . احتشام السلطنه بعد از مرتضى قلى خان صنيع الدوله به رياست مجلس رسيد . ولى با تمام اظهار علاقه‌اى كه به مشروطيت مىنمود ، بنابر خودخواهى و استبدادى كه داشت ، به‌تدريج وجههء خود را در مجلس از دست داد . تا به تفصيلى كه اين‌جا مجال ذكر آن نيست از رياست مجلس استعفا كرد و به عنوان سفير ايران در مملكت انگلستان روانهء اروپا شد . ولى آب و هواى برلن او را مجذوب كرده مدتها در آن شهر ماند ، تا اين‌كه يك روز در هنگام صرف ناهار در يك رستوران به اخبار ايران و بمباران مجلس از طرف محمد على شاه مطلع شد و اين اخبار به اندازه‌اى او را تند و برآشفته نمود كه از همان رستوران به يكى از روزنامه‌هاى مهم برلن تلفن كرده خواستار مصاحبه‌اى شد و در آن مصاحبه با آنكه خود نمايندهء رسمى شاه ايران در انگلستان بود از هيچ تندى و فحاشى نسبت به محمد على شاه فروگذار نكرد . بديهى است كه اين عمل با انعكاس عجيبى كه در اروپا پيدا كرد موجب انفصال وى از شغل سفارت شد و وى نيز در پاريس به آزاديخواهان ايرانى پيوست . يكى ديگر از ايرانيان مقيم پاريس شكر اللّه خان معتمد خاقان بود كه زبان گرم‌ونرم او در جلب قلوب و تسخير روحيهء مردم بىنهايت تأثير داشت و چون بسيار زرنگ و باهوش و خوش‌صحبت بود ، بر اثر رفت‌وآمد دائمى با على قلى خان سردار اسعد ، وى را پس از ترديد فراوان واداشت كه ايل بختيارى را براى